کتاب شناسی تحلیلی آثار استاد باریشماز

کتاب شناسی تحلیلی آثار استاد باریشماز به کوشش آقای ودود دوستی
کتاب نغمه داغی :
«نغمه داغی و استعمار»٬ نخستین کتاب استاد حیدر عباسی (باریشماز) است که در سال ۱۳۶۳ شمسی٬ از سوی نشر تلاش تبریز به چاپ رسیده است. این کتاب با مقدمه ای از استاد یحیی شیدا همراه است. باریشماز که در هنر خوشنویسی نیز سررشته و مهارت دارد٬ روی جلد و متن این کتاب را خودشان به خط نستعلیق نگاشته اند. این کتاب شامل دو قسمت است که بخش اول آن منظومه «نغمه داغی» و بخش دوم آن شعری در قالب چهارپاره به نام «استعمار» می باشد.[...]ادامه مطلب
 

توسط : admin | تاریخ : 1397/08/17 | نظرات

استاد باریشماز در دیدگاه دیگران

استاد باریشماز در دیدگاه آقای دکتر مهدی اکبری
 
     فارغ از نام و نسب و کنیه و محل ولادت و سن و سال، می گویم : استاد ایستاده است؛ و چه تمام قد و راست قامت! من حضرت استاد را از شانزده سالگی ام می شنام و امروز نزدیک سی سال است شاگرد دبستان اویم. در دبستان استاد، مدرک نمی دهند و مدارک را بررسی نمی کنند. دبستان استاد شاگرد اول و دومی و در هیچ المپیادی مدال افتخار ندارد. دبستان استاد اسم  رسمی هم بر سردرش نوشته نشده و هر وقت دق الباب کنی بدون استثناء می توان وارد شوی و [...] ادامه مطلب

توسط : admin | تاریخ : 1397/08/18 | نظرات

گزیده ای از کتاب نمی از یم اثر استاد حیدر عباسی

عشق (عین) اش عبادت است و (شین) اش، شهادت و (قاف) اش قیامت ... ابتدا به سکون فریبنده است و در نهایت آتش. کبوتر سفیدی است که چون به دامش آری هوای بام می کند و چون رها شود مشکل می نشیند و داغ در دل نشاند. ثبوتش به صفاست و هبوطش به دانه دل و آبخورش چشمه ی چشم و هوایش آهِ درون و بساطش سینه فراخ و امانش خموشی. حال اگر طالبش باشی تمهیداتش مهیّا ساز. "«انور رحمة الله علیه»"

توسط : admin | تاریخ : 1391/07/09 | نظرات

گزیده ای از کتاب استغفار اثر استاد حیدر عباسی

اگر درخت شوق و عشق حق نبود، نام تو دیگر عاشق نبود که به دور ما بپیچی، علف هرزی بودی مثل هزاران علف هرز دیگر که یارای برخاستن و به راه افتادن نداشتی.

حیله ها و چاره جویی های تو      جذب ما بود و گشاد این پای تو
ترس و عشق تو کمند لطف ماست     زیر هر یارب تو لبیک هاست

توسط : admin | تاریخ : 1391/07/09 | نظرات

گزیده ای از سخنان مرحوم منصور خیابانی


 از خواب بیدار شدم، شوری در دل داشتم و دل گرفته و اشک روان بود. قدم در طبیعت نهادم، حیران و سرگشته. شوقی در دلم پیدا شد و آن قیوم همیشه، راه را باز کرد و در دل به اشارت گفت : اگر راه می خواهی ، دست در کلام حی بزن و بی صور وار از او بخواه که محیط است در تمام راه. اگر شفای دل می خواهی، از او بخواه و اگر نجات دل می خواهی ، از او بخواه و اگر دنیا می طلبی از او طلب کن و اگر خود را گم کرده ای، در او جستجو کن.
 

توسط : admin | تاریخ : 1391/07/12 | نظرات

گزیده ای از اشعار استاد

گورست اشیانی بیزه اولدوغو تک ای اورک کروانین نین سروانی
عقبه یوللاری نین سروانی تک «انور» ی قوی سوروسون کروانی
گل دیله یا علی ای غصه لی ساز ای اولان حق سازینا عشقی قوتاز
سنی ایلشدیرن اولماز دیزه اولماز آمما یاشاماق سن سیز ده
ما گدایان ره کوی جلالیم بلی ما نه گرگیم که چون بره حلالیم بلی
ما نه آنیم شود بودن ما نقش بر آب نازن اندیش چنان نقش خیالیم بلی
در سکوت لب ما نقش دو صد فریاد است تفته باشیم ز تب هیچ ننالیم بلی
حرف را نیست مجال جولان در لب ما در حضوریم همه لال وصالیم بلی
قال، قلاده کشان راست که مایی دارند ما نه قلاده ÷رستیم که حالیم بلی
حلاجدان سوروشدو بیر آغزی گویچک گورونور بنده تک ناماز قیلیرسان
اناالحق دوشمه ییر دیلیندن سنین کیمه بئل بوکورسن کیمه سینیرسان

باطیلین قولودور ظاهیریم دئدی حق مندن آیریلماز ایچریمده دیر
داشیرام قیبله می ایچریمده من حق منیم قانیمدا، ایلیگیمده دیر
آزادلیقی او اولچنده دییردی من یایی نیم او یایی سین سن یایین
بو بئش گونلوک دونیامیزدا دئییردی هم فیریشته هم دئو اولسون آرخایین
گل ائشیت نئی دن شکایت ائیله ییر آیریلیقلاردان حکایت ائیله ییر
تا قامیشلیقدان اوزولدو اولفتیم آغلادیب دونیانی سونسوز محنتیم
هجردن یانمیش اورکدیر ایسته ییم اشتیاقین آغریسین تا سویله ییم
اوز کوکوندن کیمسه کیم دوشدو اوزاق آختارار بیرلشمه یه داییم یاراق
جمعلرده آه و نالم سالدی ایز موتلو هم موتسوزلا اولدوم دیز به دیز

توسط : admin | تاریخ : 1391/07/16 | نظرات